تبليغاتX
در انتظار شادی
قراره شادی بنویسه

سالها پیش وبلاگمو حذف کردم.اما به آدرسش سر میزدم.تا اینکه یه روز کسی آدرس رو برا خودش برداشت و وبلاگش کرد.غصه م شد.گفتم شاید تو هم یه روزی دلت برا این خونه تنگ شه...نعمت بزرگیه بدونی خونه ت سر جاشه..باور کن

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 0:29  توسط چ  | 

اگر تو بیایی
به کوچه ی خزان زده ی انتظار خسته ی من
شکوه کهکشانها بستر گامهای تو خواهد بود
و ماه عریان، فانوس راه تو خواهد شد ...
اگر تو بیایی، اگر تو بخواهی.
می توانی هوهوی التهاب قلب مرا
از عمق این سکوت مه گرفته دریابی ؛
که خوشه های شهاب را روی شاخه های هلال
به رقص میخوانند ...

 

+ نمی دونم چرا شادی رفته و وبلاگش خالی از بودن هاش شده ولی تا وقتی دوباره برگرده جاش سبز می مونه.

+شعر بالا سروده مرحوم کیانا وحدتیه!

+دلیل رفتنت برای همه ما مجهوله!

+ نویسنده ی این پست اینجانب (من نام ندارم!) بود!

 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:52  توسط من نام ندارم  | 

سلام شادی جان...چ هستم...اجاره نشینم...خواستی برگردی خبر کن زود پا میشم
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:42  توسط چ  |